رادوینرادوین، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 19 روز سن داره

یکی یکدونه مامان

لذت مادر بودن

1392/2/10 10:58
نویسنده : رومینا
339 بازدید
اشتراک گذاری

 

چه لذت بخش!

 

 

وچه زیباست"مادر بودن"

 

وقتی هر شب، نفست را به عمق تنفس طفل معصومت گره می زنی تا نبض ثانیه ها حسودی کند.

وقتی هر صبح پیش از طلوع ، طلوع می کنی تا چشمهای نیمه باز کودکت غروبی نداشته باشد.

وقتی پسرت پر می گشاید تا در آغوشت جا بگیرد و نمی داند ببوسد یا ببویدت، و با زبان کودکی اش، به بهانه بوسه لپت را می مکد.

وقتی حس می کنی سینه هایت مملو از شیر ایست که گوارای وجود کودکت خواهد شد.

وقتی طعم شیرین گاز های  کودکت را با تمام وجود، زیر پوسته های مادرانگی  تجربه می کنی.

وقتی کنار اجاق گاز وقت پختن حریره ، به فکر فرو می روی وچهره اش را تجسم می کنی و ...ناگهان ته می گیرد...

وقتی سوپش  دارد گرم می شود و تو سرگرم بازی و شیطنت و سرگرمی شدنش ... و یکباره  می فهمی باید باز هم ظرف سوخته بشویی...

وقتی لباسهایش را پیش از شستسو بو می کنی و لکه های ماست و غذای روی آن را می شمری و با هر لکه، هر لحظه از غذا خوردنش را  مرور می کنی.

وقتی کنار تازه مادرها، از تجربیات  ریز ودرشت و مادرانه های ده ماهگیت خاطره می گویی.

وقتی لبخند کودکت را حس می کنی و صدای صدا زدنت را از لبان معصومش، لمس.

وقتی تمام خستگی ات با نگاهی کوتاه به چشمان گره خورده اش، رنگ می بازد

وقتی ...

وقتی  با تمام وجود، همه عزمت را جزم می کنی که  مثل یک مادرباشی،

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

علامه كوچولو
10 اردیبهشت 92 13:15
جبرئیل آمده بود .. علی و جمله ملائک بودند .. و محمد، عرق وحی به پیشانی داشت .. و خدا داشت ترنم می‌کرد !! در میان سخنانش، غزلی نغز سرود ... نام آن شعر نکو ، "حضرت زهرا" بود! ******************** سلام بانو! عيدت و روزت مبارك
روزهای شیرین
12 اردیبهشت 92 23:03
سلام ممممممممم روزت مبارک مامان گل... عزیزممممممم چه شیرین بازی در میاره این وروجک بخورمت منننننن خاله...وای رومبنا انقد سرم شلوغه که وقت نمی کنم بیام بنویسم فقط میام میخونم و خوشحال میشم و می رم... ام دوستتون دارم